'گسیختگی (2011)

Detachment

«گسیختگی» عنوان فیلم سینمایی به کارگردانی"تونی کی" کارگردان انگلیسی الاصل سینمای آمریکا و فیلمنامه آن نوشته "کارل لوند" است.

ستارگان: Adrien Brody, Christina Hendricks, Marcia Gay Hard

فیلم درباره آموزگار جوانی بنام "هنری بارتز" (بابازی: آدرین برودی) است که به تازگی وارد کلاس درس یکی از مدارس شده و در ارتباط با شاگردانش دچار مسایل مختلفی می گردد. همزمان "هنری" با مساله نگهداری از پدربزرگ پیر و بیمارش نیز مواجه است و چندین بار با پرستاران بیمارستان و آسایشگاه سالمندان بر سر چگونگی پرستاری از پدرش به مشاجره می پردازد.

او همچنین با دختر جوانی بنام "اریکا" یک دختر نوجوان خیابانگرد آشنا میشود که علی رغم خیابانگردی و اشتغال به تن فروشی، دلبسته "هنری" شده و "هنری" از سر انساندوستی او را به خانه خودش می آورد و برای مدتی از این دختر بی پناه مراقبت می کند. اما مشکل اینجاست که پدربزرگ سالخورده "هنری" بدلیل شائبه تجاوز یا آزار جنسی دخترش (مادر هنری) در گذشته که سبب خودکشی زن جوان شده، دچار نوعی روان رنجوری و فراموشی ناخواسته شده که این مسآله ناخودآگاه روح و روان نوه اش"هنری" را نیز آزار می دهد و به همین دلیل او از نزدیک شدن به دختران جوانی که مانند"اریکا" قصد ارتباط عاطفی با او دارند ناخودآگاه وحشت دارد و بطور ناخواسته آنها را از خود می راند.

از سوی دیگر، "مردیت" دختر چاقی که در کلاس درس "هنری" به تحصیل می پردازد نیز روحیه حساس و هنرمندانه ای دارد که با همین روحیه هنرمندانه به عکاسی و خلق تصاویری زیبا می پردازد و در ادامه یکی از این تصاویر را به معلمش "هنری" هدیه می دهد. او که از مساله چاقی خودش رنج می برد و حتا به همین دلیل نیز گاه مورد تمسخر همکلاسی هایش قرار می گیرد و به همین دلیل دختری تنها به نظر می رسد که کسی هم ظاهرا" نمی خواهد با او ارتباط عاظفی برقرار کند... "مردیت"در یکی از صحنه ها ضمن صحبت صمیمانه با معلمش "هنری" به او ابراز علاقه می کند و از "هنری" تقاضا می کند تا به حرف های او گوش دهد. در همین زمان "هنری" به او پیشنهاد می کند تا برای حرف زدن و بیان مشکلاتش به روانشناس مدرسه مراجعه کند. اما دختر جوان ملتمسانه به آغوش "هنری" پناه می برد و "هنری" هم از روی همدردی در همان حال برای دقایقی به حرفهای او گوش می دهد. این درحالیست که مشاهده این صحنه توسط خانم "سارا مدیسن" (بابازی: کریستینا هندریکز) یکی از معلمان دیگر مدرسه، موجب سوء تفاهم شده و شائبه آزار جنسی شاگرد جوانش توسط "هنری"صورت می گیرد! که به گفته "هنری" در نتیجه قضاوت عجولانه خانم "مدیسن" نسبت به مشاهده این صحنه روی میدهد و سبب عصبانیت و پرخاش شدید این معلم جوان می گردد ...

فیلم "گسیختگی" با نمایش صحنه هایی تکرار شونده از ضمیر ناخودآگاه شخصیت اصلی فیلم در پیوند با گذشته، و صحنه های باقی مانده از خاطره کودکی و چهره مادرش، سعی در نمایش یک مساله عمیق انسانی و روابط افراد جامعه با گذشته و با یکدیگر را داشته که با نمایش این صحنه ها در کنار صحنه های جالب انیمیشن رسم شده برروی تخته کلاس با محوریت محیط و کارکنان مدرسه و دانش آموزان، جنبه انتقادی و هشدار دهنده نسبت به نظام آموزشی داشته و لزوم توجه دقیقتر به زوایای پنهان روحی افراد و نیاز به مهربانی و خویشتن داری بیشتر در برخورد با مسایل تربیتی و روانشناختی را یادآور می شود.

نام فیلم «گسیختگی» (جداافتاده) با الهام از یکی از نوشته های "آلبرکامو" نویسنده معاصر فرانسوی انتخاب شده که می گوید:

And never have I felt so deeply at one and the same time so detached from myself and so present in the world

"هرگز نتوانستم همزمان با احساسی عمیق به دیگری، از وجود خود "جداافتاده" و همچنان نیز در جهان هستی حضور داشته باشم".

ما یک پاپ داریم

«ما یک پاپ داریم» محصول سال 2011 عنوان فیلم سینمایی ساخته نانی مورتی فیلمساز ایتالیایی است که علاقه مندان سینما این کارگردان را بیشتر با فیلم «اتاق پسر» محصول سال 2001 به یاد دارند.

بازیگران: میشل پیکولی ـ نانی مورتی ـ رناتو اسکارپا و ……

فیلم «ما یک پاپ داریم» با موضوعی جسورانه مستقیم به سراغ پاپ، رهبر کاتولیک های جهان رفته و به درونکاوی نسبی چنین شخصیتی باوجود موقعیت مقدس و حساس او در میان طرفدارانش میپردازد.

فیلم با صحنه هایی ظاهرا" مستند از مراسم درگذشت پاپ قبلی آغاز میشود و خیل طرفداران مذهب کاتولیک را در حال انتظار برای انتخاب رهبر بعدی کاتولیک ها نشان میدهد. این در حالیست که اسقف های اعظم درون ساختمان اصلی واتیکان در حال شماردن آراء رسیده برای انتخاب پاپ بعدی هستند.

پس از شمارش و خوانش آراء بالاخره تکلیف معلوم میشود و پاپ جدید با بازی «میشل پیکولی» به اتفاق آراء انتخاب میشود. این در حالیست که چند دقیقه مانده به معرفی وی به عموم طرفداران و مطبوعات و رسانه ها، پاپ جدید دچار حمله عصبی و عاطفی شده و از حاضر شدن بر روی بالکن کلیسای اعظم و سخنرانی برای خیل طرفداران خودداری میکند. بدین ترتیب اعضاء و بزرگان کاتولیک تصمیم می گیرند پروفسور متخصصی روانکاوی با بازی خود «نانی مورتی» را برای حل کردن مشکل پاپ و درونکاوی شخصیت او استخدام کنند. متخصص روانکاو هم پس از صحبت با بزرگان کاتولیک و خود پاپ او را برای مشاوره روانی به همسر سابقش بابازی «مارگریتا بای» ارجاع می دهد که به نظر او در این زمینه بهترین گزینه است.

پاپ هم بلافاصله توسط اطرافیان به دفتر مشاوره همسر پروفسور منتقل شده و با حرف زدن درباره مسایل دوران کودکی اش کم کم با کمک روانشناس پی به مشکل دوران کودکی و گسست عاطفی خود با مادرش می برد. نیاز پاپ جدید برای مشاوره و حرف زدن درباره مشکلات روانی اش سبب میشود تا او از دست محافظان و اطرافیانش فرار کرده و دوباره جهت مشاوره به دفتر متخصص روانشناس مراجعه کند تا لایه های بیشتری از مسایل ناگفته و حل نشده دوران گذشته زندگی اش را برای خود و روانشناس برملا سازد. ضمن اینکه رفتار بدنی و نگاه های پاپ از جمله مخفی کردن دستها و نگاه های دزدانه او ناخودآگاه نشان از پنهان کردن امری حل نشده در ضمیر ناخودآگاه این فرد دارد.

به گفته منتقدان سینما، با وجود آنکه فیلم مملو از شوخی‌های مذهبی و تصاویر چشم انداز واتیکان است، تنها چیزی که در فیلم مهم نیست داستانِ مذهبی فیلم است. در اینجا، با بیان ناتوانی پاپ در اداره واتیکان، نانو مورتی به زیبایی بیان می کند که دنیای فوق دیگر قابل کنترل به دست هیچ‌کس و هیچ نهادی نیست.

در ادامه پاپ راهی کوچه و خیابان شده و به گذران وقت در میان مردم عادی می پردازد و تصمیم میگیرد چند وقتی را همچون مردم عادی با زندگی معمولی خود به عنوان یک انسان معمولی آشتی کند. این در حالیست که اطرافیان پاپ برای دلگرم نگاه داشتن طرفداران وی بازیگری را استخدام کرده اند تا با قرار گرفتن در اتاق همیشگی پاپ و تکان دادن پرده ها و قدم زدن در نور اتاق، سایه ای از حضور پاپ جدید را همچنان برای حفظ روحیه طرفداران مذهب کاتولیک به نمایش بگذارد.

فیلم «مایک پاپ داریم» با انتخاب موضوعی جسورانه و تحلیل شخصیت اول مذهب کاتولیک با استناد به نگرشی «پوزیتیویستی» (اثبات گرایانه) برآمده از تفکر «اومانیستی» (انسان مدار) مابعد قرون وسطی، به تحلیل و انتقاد از فرقه گرایی کاتولیک در عصر حاضر پرداخته و با انتخاب صحنه هایی جالب از رفتارهای بزرگان کاتولیسم، این فرقه قرون وسطایی را به سخره و انتقاد می گیرد. از جمله نمایش بزرگان کاتولیک با حالت هایی گاه مسخره و مسخ شده، مثلا" در حال نگاه کردن به سایه بازیگری که پشت پنجره اتاق پاپ نقش رهبر کاتولیک ها را بازی میکند،!

هرچند فیلم «ما یک پاپ داریم» با دعوت به نگاهی جسورانه به زوایای ناگفته و پنهان یک شخصیت مقدس همچون پاپ، سعی در ایجاد تفکری دوباره و عمیق تر در این حیطه دارد، اما این رویکرد در ادبیات و سینما بی سابقه نبوده و فیلمسازان دیگری همچون پیرپائولوپازولینی و یا لوییس بونوئل فیلمساز اسپانیایی و همچنین مارتین اسکورسزی با فیلم «آخرین وسوسه مسیح» تا کنون سابقه نگرش اومانیستی به شخصیت افراد مقدسی چون عیسی مسیح را داشته اند که از طریق درونکاوی «اومانیستی» شخصیت های مقدس قصد دارد تا این افراد را از زاویه دانش جدید خصوصا" دانش «روانشناسی» مورد بررسی قرار دهد و با ترسیم چهره ای انسانی و زمینی از این شخصیت ها، اقدام به تقدس زدایی و اسطوره شکنی نمایند.

n>

مرد تنها 2009

ُSolitary Man

«مرد تنها» فیلم سینمایی ساخته دو کارگردان آمریکایی به نام های "دیوید کاپلمن" و "دیوید لوین" بابازی بسیار زیبای «مایکل داگلاس» در نقش "بن کالمن" مرد میانسالی که از همسر اولش جداشده و ظاهرا" با همسر دوم خود "جوردون کارش" و دختر جوانش "آلیسون کارش" زندگی مشترک دارند. در ابتدا "بن کالمن" پس از دیداری کوتاه با همسر قبلی اش "نانسی کالمن" (بابازی: سوزان ساراندون) برای ارائه توصیه حضوری دختر خوانده اش به دانشگاه، علی رغم میلش همراه او راهی شهر دیگری شده و به محض رسیدن به آن شهر، درون محوطه دانشگاه با مرد جوانی درگیر می شود. اما روز بعد پس از ارائه توصیه به دانشگاه و برقراری گفتگوهای غیر عادی با دخترخوانده اش "آلیسون" به طور غیر منتظره ای وارد رابطه جنسی می گردد!

روز بعد، پس از بازگشت از سفر و دور هم جمع شدن دوباره با مادر دختر جوان، ناگهان آلیسون به طور بسیار غیر منتظره ای برای مادرش اعتراف می کند که در جریان این سفر با پدرخوانده اش "بن کالمن" ارتباط جنسی داشته است! ... اعتراف به این ارتباط باعث می شود تا "بن کالمن" مجبور به ترک خانه و جدایی از همسر دومش شود. اما "بن کالمن" که به تازگی در کارش دچار ورشکستگی شده، در خانه ای اجاره ای زندگی می کند در حالیکه بابت پرداخت اجاره منزلش دچار مشکل شده و به همین منظور از دختر خودش درخواست کمک مالی می کند. اما همین کمک مالی سبب می شود تا ارتباط او با دامادش نیز به تیرگی و سردی گرایش پیدا کند و بی دقتی او در به یاد سپاری روز تولد نوه اش نیز علی رغم علاقه شدید او به کودک، باعث دور شدن هرچه بیشتر او از خانواده دخترش می گردد. و یا پیشنهاد غیر منتظره و غیر عادی او به نامزد دوستش برای ایجاد ارتباط نزدیک هم از سوی دیگر سبب می شود تا ارتباط او با دوستش نیز به طرز دردناکی قطع شود...

فیلم "مرد تنها" با نمایش درماندگی مردی میانسال در یافتن ماوای عاطفی و تلاش های بی ثمر او برای بازیابی روابط انسانی از دست رفته اش، موقعیت دشوار عاطفی و اشتباهات مکرر این مرد را برای رسیدن به این خواسته انسانی نمایش داده که با بازی تاثیرگذار «مایکل داگلاس» از جذابیت چندین برابر برخوردار گردیده است.

حس کامل 2011

Perfect Sense

«حس کامل» فیلم سینمایی ساخته فیلمساز انگلیسی «دیوید مکنزی» بر اساس کتابی از نویسنده دانمارکی «کیم فوپز آکیسون» درباره ارتباط حسی انسان ها در شکل کلی، و ارتباط حسی یک زن و مرد به طور اختصاصی که در شرایط همه گیری یک بیماری مسری عاطفی - جسمی در یک شهر فرضی شکل می گیرد.

مایکل (بابازی: ایوان مک گرگور) مرد جوانی که در یک رستوران کار می کند با زن جوانی به نام سوزان (بابازی: اوا گرین) آشنا می شود و ارتباط عاطفی میان این دو به صورت ناپیوسته ای شکل می گیرد. چندی بعد، کل شهر دچار بیماری همه گیری می شود که در نتیجه آن، ناگهان انسان ها به شکل بیمارگونه و حریصانه ای شروع به بلعیدن غذاهای اطراف خود می کنند!

فیلم در حالت کلی، درباره حواس مختلف انسان در پیوند با محیط پیرامون، از جمله حس کردم مزه غذاها و بوهای مختلف است که شکل روایت داستان آن اندکی از هم گسیخته و غیر معمول به نظر می رسد. اما در نهایت با استفاده از موسیقی به موقع و موثر سعی دارد تا تاثیر حسی چشمگیری در بیننده ایجاد کرده و احساس ایجاد شده را در جهت فرایندی «آخرالزمانی» (Apocalyptic) به کار گیرد. در کل فیلم «احساس کامل» با بهره گیری از روایتی نا منسجم و حس گرایانه سعی دارد تا تاثیری به همان میزان حسی و ظاهرا" گریز ناپذیر از شرایطی وهم انگیز و آخرالزمانی در ارتباط با «وضعیت بشری» در حیطه عواطف انسانی ارائه نماید.

ساختار روایی و تصویری فیلم با استفاده از تصاویری مستند و آرشیوی از خشونت های انسانی، حاوی نوآوری های جالب توجهی است که در کل اثری متفاوت و تاثیرگذار درباره شرایط انسان امروز و آینده «وضعیت بشری» به عنوان مقوله ای اگزیستانسیالیستی ارائه می نماید.

یک روش خطرناک 2011

A Dangerous Method

«یک روش خطرناک» عنوان آخرین فیلم سینمایی ساخته «دیوید کراننبرگ» فیلمساز کانادایی بر اساس فیلمنامه ای از «کریستوفر همپتون» و کتابی نوشته «جان کر» است که به موضوع واقعی ارتباط زیگموند فروید (بابازی: ویگو مورتنسن) بنیانگذار روانشناسی نوین و همکارش کارل گوستاو یونگ (بابازی: مایکل فاسبندر) با زنی جوان بنام سالینا اسپیلراین (بابازی: کیرا نایتلی) می پردازد.

در تاریخ روانشناسی جریان مباحثات عمیق و جنجالی زیگموندفروید و کارل گوستاو یونگ بر سر موضوعات روانشناسی و مساله محوریت یا عدم محوریت عنصر «جنسی» در تحلیل و درونکاوی موضوعات بشری و روح و روان انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ضمن اینکه بحث بر سر نظریات هرکدام از این پژوهشگران در زمینه دانش روانشناسی و مجادلات موشکافانه مسایل انسانی از زاویه دید هرکدام منجر به پیدایش راههای جدید در این زمینه گردیده است.

بازی خانم «کیرا نایتلی» در نقش یکی از بیماران گوستاو یونگ و ارتباط ویژه او با هرکدام از این روانشناسان نامی بسیار دیدنی و قابل توجه است. مشاهده این فیلم را به دوستداران دانش روانشناسی و بازیگری در عرصه هنر سینما توصیه می کنم.

یک روز 2011

One Day

عنوان فیلم انگلیسی ساخته خانم "لون شرفیگ" براساس کتاب و فیلمنامه نوشته "دیوید نیکولز" که داستان رابطه انسانی میان زن و مردی جوان را روایت می کند که از روز فارغ التحصیلی آن ها در دانشگاه آغاز می شود.

"اما" (با بازی: آن هاتاوی) دختر جوان خجولی است که با "دکستر" (با بازی: جیم استرجس) وارد ارتباط عاطفی شده اما ارتباط آن ها باید از قوانین خاصی از جمله نداشتن ارتباط جنسی پیروی کند! دکستر پدرومادر نسبتا" میانسالی دارد که اغلب او را به دلیل نوع زندگی اش سرزنش می کنند و یکبار که او پس از مصرف مواد توهم زا وارد خانه والدینش می شود، با برخورد شدید پدرش مواجه می شود.

وجود والدین "سرزنش گر" سبب شده تا "دکستر" احساس ناخوشایندی از نامطلوب بودن شخصیت خود در ناخودآگاهش شکل گرفته و به همین سبب او ناخودآگاه برای جذب محبت و تمجید دیگران، وارد روابط متعدد با زنان جوان دیگر نیز می گردد. البته ورود او به شغل پر جنجال مجری گری برنامه های عامه پسند تلویزیونی و ارتباط او با دختران زیبای متعدد در این شغل نیز به احتمال زیاد در نتیجه نیاز درونی او به دریافت تمجید و ستایش دیگران و فقدان احساس رضایت از خود حاصل گردیده است. از سوی دیگر ارتباط عاطفی نسبتا" عمیق او با "اما" در گذر سالیان از دهه ۱۹۸۰ میلادی تا سال ساخت فیلم یعنی ۲۰۱۱ نشان داده می شود که در مقطع بخصوصی یعنی روز ۱۵جولای هر سال کیفیت رابطه این دو را با یکدیگر از سالی به سال دیگر مشاهده می کنیم.

تاریخ ۱۵جولای که اتفاقا" روز فارغ التحصیلی این جوانان از دانشگاه نیز هست، روزی است که بر اساس عقاید خرافی انگلستان اگر در آن روز باران ببارد، اتفاقات آن روز در گذر سالیان تکرار خواهد شد ...

با کمرنگ شدن رابطه "اما" و "دکستر" در یکی از مقاطع زمانی، "دکستر" با زن جذاب دیگری به نام "سیلوی" (بابازی: رامولا گارای) ازدواج کرده و خیلی زود از او بچه دار می شود. این درحالیست که نوع شخصیت "دکستر" سبب می شود تا "سیلوی" هم کم کم از او فاصله گرفته و در نهایت با مرد دیگری وارد رابطه عاطفی و جنسی گردد، تا اینکه خیلی زود آن ها از یکدیگر طلاق می گیرند. از سوی دیگر "اما" هم که نا خواسته با مرد نه چندان دلخواه دیگری در یک جا هم خانه شده اند، از ارتباط خود با آن شخص راضی نیست و به همین دلیل کم کم از ارتباطش با او خارج می شود.

ارتباط عاطفی و دوستانه "دکستر" با دوست قدیمی اش "اما" همچنان در گذر سالیان ادامه یافته و با اینکه خود "اما" هم موقتا" با مرد جوان دیگری وارد رابطه دوستانه شده، اما دوباره ارتباط او با "دکستر" وارد مرحله عمیق تری شده که در نهایت سبب ازدواج آن ها با یکدیگر می شود ...

اتفاقات دیگری پس از ازدواج دوشخصیت اصلی در فیلم می افتد که بهتر است با مشاهده فیلم بیننده با نحوه وقوع آن ها ارتباط برقرار کند.

دیدن فیلم "یک روز" را که در یکی از نقدها به عنوان "رمانتیک ترین فیلم دهه اخیر" از آن یاد شده، به همه سینما دوستان توصیه می کنم. خصوصا" توجه به موسیقی متن بسیار زیبا و تاثیر گذار آن که در اواخر فیلم تاثیر بسزایی در شکل گیری روایت احساس لحظه های فیلم دارد.

ناتالی هالووی 2009

Natalee Holloway

"ناتالی هالووی" عنوان فیلم سینمایی به کارگردانی "مایکل سولومون" فیلمساز آمریکایی درباره ماجرای واقعی ناپدید شدن دختر جوان ۱۹ ساله آمریکایی به همین نام، که در سال ۲۰۰۵ در جزیره "آروبا" متعلق به کشور ونزوئلا در جریان تعطیلات شاگردان دبیرستان و آشنایی با چند پسر نوجوان ناپدید شد.

فیلم با تصاویر عجیب و مرموزی از زاویه دوربین مخفی کارگذاشته شده در یک اتوموبیل آغاز می گردد که گوشه ای از اعترافات ناخواسته پسر نوجوانی به نام "جوران وندراسلوت" در مقابل این دوربین مخفی را نشان می دهد. سپس وارد سکانس بعدی شده و دختر جوان "ناتالی هالووی" (با بازی: امی گومنیک) را در میان اعضاء خانواده اش نشان می دهد که در حال آماده شدن برای رفتن به تعطیلات مدرسه همراه با سایر دوستان هم مدرسه ای خود است. مادر ناتالی خانم "بث تویتی" (بابازی: تریسی پولن) که ارتباط نزدیک عاطفی با فرزندش دارد اصرار زیادی در مراقبت دختر از خودش دارد و مدام درحال تذکر دادن به او است.

پس از گذر لحظاتی از نشان دادن رابطه عاطفی ناتالی با مادر و ناپدری اش در خانه، مادر ناتالی او را برای راهی شدن به سفر تفریحی با همسالانش به در خانه یکی ار همکلاسانش می رساند و در تصاویر بعدی ناتالی به همراه چند دختر نوجوان دیگر با هواپیما راهی جزیره "اروبا" می گردند. در یکی از شب های اقامت در این جزیره و در یکی از مراکز تفریحی نزدیک دریا "ناتالی" با پسر جوانی به نام "جوران" آشنا شده و پس از خوردن مقداری مشروب، از سایر دوستانش جدا شده و سوار بر اتوموبیل پسرهای غریبه راهی مکان نامعلومی می شود.

فردای آنروز، هنگامیکه گروه دختران در حال گذر از سالن ترانزیت فرودگاه برای سوار شدن به هواپیما و بازگشت به موطن شان هستند، در کمال ناباوری متوجه عدم حضور "ناتالی" شده و از آن پس ماجرای نفس گیر جستجوی دوستان و آشنایان ناتالی به همراه پلیس و مهمتر از همه مادر ناتالی و خانواده اش برای یافتن او آغاز می گردد. در جریان این جستجو کم کم پای مطبوعات و خبرنگاران هم به جریان کندوکاو برای یافتن ناتالی کشیده می شود.

روایت جستجوی خانواده ناتالی برای یافتن او و پرس و جوی افراد پلیس از متهمان درگیر در ناپدید شدن این دختر جوان جذابیت خاصی دارد که از لحاظ سینمایی بسیار جالب توجه و از لحاظ احساسی بسیار تاثیرگذار است.